محمد رضا واليزاده معجزى

737

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

گذارده و بدون هيچ خطرى دو ساعت و نيم بعد از نصف شب ، ستون سوار خود را به آخر مرز خاك هرو رسانيده و در كنار رودخانه‌اى كه [ در آن ] كمى آب سيلاب جارى بود در عقب تپه مرتفعى استراحت نمودند ، « 1 » اما قبل از اين‌كه هوا روشن شود نيروى سوار به حركت درآمد . در شفق صبح به يك طايفه از ساكنين هرو ، سادات لرستان كه بيشتر از دويست در خانه بودند و در محوطه بزرگى چادر سياه افراشته بودند « 2 » و تازه از خواب بيدار مىشدند برخورد كردند . « 3 » خوشبختانه جنگجويان طايفه مذكور در جاده عمومى خرم‌آباد پراكنده بوده و از اين جهت ستون سوار هم بدون تعرض به آنها دور شد . جنبش و هيجان آنها نيز فرونشست . در اين برخورد هيچ حادثه سويى رخ نداده بر خلاف [ آن ] وقتى كه قواى سوار به نزديكى قلعه آبستان ، واقع [ در ] روى يك تپه متوسطى مىرسيد غفلتا از طرف سواران به جلوداران نيروى سوار تيراندازى شد ولى سواران جلودار در ظرف نيم ساعت زد و خورد با تعرض و تهاجم سريع و شديد راه عبور نيروى عمده را بازنمود و از آن‌جا هم هنگ سوار بدون تلفات گذشت تا بالاخره يك ساعت به غروب مانده به ابتداى تنگ معروف زاهد شير رسيدند . تصرف مخمل كوه ( كمر سياه ) تفنگچيان الوار دو طرف تنگ زاهد شير را به دست داشته و سنگربندى نموده و پناهگاههاى مستحكمى تهيه كرده بودند . فقط در سمت چپ تنگ نامبرده در ارتفاعات مخمل كوه « 4 » قواى كمى ديده مىشد كه به صد نفر نمىرسيد و به عكس [ در ] سمت كوههاى شمالى تنگه نيروى مهمى برقرار نموده و تا خرم‌آباد يعنى فاصله هشت كيلومتر ارتباط قوى داشتند . همين‌كه ستون سوار به ابتداى تنگ رسيد الوار شروع به تيراندازى كردند و رزم را هر لحظه شدت دادند . اما ماژر دماره براى عبور دادن سوار راه ديگرى نيافته و مجبور بود از وسط همين تنگ كه از دو طرف بسته شده بود عبور نمايد . پس درصدد طرح نقشه برآمد به‌طورى كه در ابتداى امر چهار قبضه مسلسل سنگين در دهنه قرار داد و با نشانه روى صحيح ، آتش شديدى به روى سنگرهاى دو طرف باز نمود و ضمنا يك اسواران سوار به ارتفاعات جنوبى يعنى

--> ( 1 ) . اصل : تا هوا روشن نشده استراحت نمودند . ( 2 ) . اصل : افراشتند . ( 3 ) . اصل : گرديد . ( 4 ) . كوهى است سياه رنگ در مغرب خرم‌آباد كه تنگ معروف زاهد شير آن را به دو قسمت شمالى و جنوبى تقسيم مىكند . علت ناميدن آن به مخمل كوه اين است كه در اكثر نقاط سطح خارجى آن نوعى علف خيلى كوتاه ، خيلى نزديك به همديگر مىرويد به‌طورى كه شبيه مخمل مىشود .